نقل از وبلاگ اولین ها؛محمد خامه یار(معاون مطبوعاتی ارشاد)
وقتی ماموریت فرماندهی انتظامی شهر کریمه اهل بیت (ع)و خدمت به زائران و مجاوران حرم حضرت معصومه(س)به نام او رقم می خورد، در عالم رویا گویا شفای خود را می گیرد و با صلابت عهده دار این مسئولیت خطیر می شود.
وقتی هم آمد قم و دوران ماموریت کوتاه مدتش در این شهر به اتمام رسید،گفت: شفایم را گرفتم ولی حالا دلتنگ این گنبد و بارگاه و مردم این شهر می شوم.
خورشیدوند از بیماری رنج می برد اما عاشق خدمت به نظام مقدس جمهوری اسلامی، مجاوران و زائران کریمه اهل بیت(ع)بود. دوران خدمت او هرچند کوتاه بود اما برای مردم قدرشناس این شهر ارزشمند، ماندگار و به یادماندنی خواهد بود و محبت ها،اخلاق،رفتار و منش او تا سال ها در دل مردم این شهر لانه می کند.
فرماندهی اش توام با اقتدار و صلابت بود، او خوب می دانست که دشمن در مخدوش کردن چهره معنوی و جایگاه مذهبی این شهر نقشه های شومی را در سر می پروراند. به همین دلیل در دوران مسئولیت خود از هیچ تلاش و کوششی دریغ نکرد، چشمان بیدار او تا پاسی از شب امنیت و آرامش را برای مردم این شهر به ارمغان می آورد و برای نیروهای جان برکف انتظامی و تحت امر او، صلابت و اقتدار و دلگرم را به همراه داشت.
عشق او در خدمت به نظام مقدس و مردم متدین این شهر در واقع عشق به همه خوبی ها بود.عشق به حرم اهل بیت (ع)،عشق به مرجعیت و روحانیت شیعه،عشق به مردم ولایتمدارو عشق به اهالی کانون انقلاب و عاشقان و دلباختگان امام عصر.
او با همه وجود در خدمت مردم بود، در غم و شادی مردم شریک بود،در محافل مردمی حضوری پررنگ داشت. او یک فرمانده نظامی بود با جایگاه مردمی در جامعه، هرچند که در میان نیروهای خود برادری مهربان و برای سربازان پدری دلسوز بود.
تشییع پیکر پاک او در قم،تهران و زادگاه خود درود، در واقع مرور بر خاطرات فرماندهی مقتدر اما متواضع، یادگاری از دوران دفاع مقدس، جانبازی صبور و بردبار بود. اشک هایی که در مراسم تشییع پیکر پاک او بر پهنای صورت می نشست و غمی که بر دل ها سنگینی می کرد همه گواهی از خوبی های او می داد.
نامش جاودانه باد و روحش قرین رحمت.
منبع:نقل از وبلاگ اولین ها؛محمد خامه یار(معاون مطبوعاتی ارشاد)
پایان 304




















